یک قدم تا قلم

هرچند زور من به تو دنیا نمی رسد
شادم که کار من به تمنا نمی رسد
.
سدی بزرگ مردم شهرند بین ما
ای عشق رودی ام که به دریا نمی رسد
.
در درس عاشقی که غرض درد و رنج بود
یوسف هنوز هم به زلیخا نمی رسد
.
ای قوم خوش خیال به دریا مزن دگر
ابلیس با شماست که موسی نمی رسد
.
با آه گر مرا به رهایی کشیده ای
این قاصدک ز غم که به صحرا نمی رسد
.
در کوره ای شبیه سفالی شکسته ام
نقش و نگار من ، به تماشا نمی رسد
.
همچون کتیبه های قدیمیِ دست ساز
من شعر گنگی ام که به معنا نمی رسد
.
من در میان فصل خزان گیر کرده ام
عمر شکوفه هام به فردا نمی رسد...


"محمدامین آقایی"




طبقه بندی: اشعار،
برچسب ها: غزل شکوفه، اشعار محمدامین آقایی شاعر، محمدامین آقایی، یک قدم تا قلم، هوای شرجی_محمدامین آقایی، عاشقانه .عارفانه.فلسفی.احساسی.غزل.شعر.حماسی.دید متفاوت، وبلاگ محمدامین آقایی،
تاریخ : 1398/07/5 | 11:35 | نویسنده : محمدامین آقایی | نظرات


تو رفتی کار من شد لعنت تقدیرِ افتاده
که من در سوی دیگر ، رو به رویت گیر افتاده
.
میان قهوه خوردن ناگهان رفتی دلم جاماند
شبیه یک دوچرخه ساکت و زنجیر افتاده
.
خبر پیچید در کافه میان دشت آهویی
رها شد از دویدن ها همان جا شیر افتاده
.
نمی دانم تو اکنون دوستم داری دلم می گفت:
که پیش پای من از دست تو شمشیر افتاده...

"محمدامین آقایی"




طبقه بندی: اشعار،
برچسب ها: هوای شرجی-محمدامین آقایی، محمدامین آقایی، اشعار محمدامین آقایی، یک قدم تا قلم، شعر -غزل عاشقانه، عاشقانه.فلسفی.کافه.قهوه.خاطرات.پاییز، تو رفتی کار من شد لعنت تقدیرِ افتاده که من در سوی دیگر،
تاریخ : 1398/05/29 | 20:17 | نویسنده : محمدامین آقایی | نظرات

تعداد کل صفحات : 5 :: 1 2 3 4 5