شهر جنگ زده...

 به عشق تو قلم را در دست می گیرم
و مینویسم ، شاید روزی بخوانی ...
اما بگذار از احوالم بگویم چهره ام خوب نشان میدهد ، این طور نیست؟!
و
وانمود می کنم که بدون تو خوشبخت ترین انسان روی زمین هستم ...
اما بهتر است بدانیـ... بدون تو ، قلب من چون شهری جنگ زده است ...
... آشفته ... ویران ... بی جان ...
من اشفته ام ، بفهم ...


فگار