نتیجه تصویری برای باران تنهایی

بند کفش هایم را می بندم...

در زیر باران قدم میزنم ، نم نم باران که تمام احساساتم را فعال کرده بود...

می خواستم تمام زندگی ام را زیر باران باشم...تنها...قدم زنان...با خدا

در احساساتم فرو رفته ام که خودم را در پیش ات می بینم ...

وارد مسجد می شوم...