تبلیغات
 یک قدم تا قلم - مطالب ابر اشعار محمدامین آقایی


تو رفتی کار من شد لعنت تقدیرِ افتاده
که من در سوی دیگر ، رو به رویت گیر افتاده
.
میان قهوه خوردن ناگهان رفتی دلم جاماند
شبیه یک دوچرخه ساکت و زنجیر افتاده
.
خبر پیچید در کافه میان دشت آهویی
رها شد از دویدن ها همان جا شیر افتاده
.
نمی دانم تو اکنون دوستم داری دلم می گفت:
که پیش پای من از دست تو شمشیر افتاده...

"محمدامین آقایی"




طبقه بندی: اشعار،
برچسب ها: هوای شرجی-محمدامین آقایی، محمدامین آقایی، اشعار محمدامین آقایی، یک قدم تا قلم، شعر -غزل عاشقانه، عاشقانه.فلسفی.کافه.قهوه.خاطرات.پاییز، تو رفتی کار من شد لعنت تقدیرِ افتاده که من در سوی دیگر،
تاریخ : 1398/05/29 | 20:17 | نویسنده : محمدامین آقایی | نظرات

 .

توی ذهنم سکوتِ انباری است

که پر از بمب های ساعتی است

کوه آتشفان کاغذ ها

در دلش خاطرات خط خطی است

.

پای میز همیشه یک رنگم

می نشینم که دردِ دل دارم

کاغذ من به زیر باران ماند

گریه کرده دوباره افکارم

.

می نویسم "دوباره تنهایی"

شب شده دوباره مهتاب است

می نویسم همیشه بیدارم

می نویسم شب است و او خواب است

.

در تماشای دیگران هستم

پرده ها را کنار من زده ام

شهر من بی ستاره تر شده است

چشم در چشم آسمان شده ام

.

قاصدک آمد و کنارم ماند

حرف ها را یکی یکی گفتم

گریه هم سهم کودکان باشد

من که مَردم ، همیشه سر سختم

.

قهوه ی تلخ از دهان افتاد

زندگی که همیشه بی او نیست

گر چه قلبم پر از تَرَک شده است

قلب یک مرد ، بند به یک مو نیست

.

آتشی در میان ذهن من است

خاطرات سیاه می سوزد

چرخ خیاطی قدیمیِ مان

قلب من را دوباره می دوزد


"محمدامین آقایی"






طبقه بندی: اشعار،
برچسب ها: اشعار محمدامین آقایی، هوای شرجی-محمدامین آقایی، محمدامین آقایی، شعر دوباره تنهایی.چهرپاره.ترانه.عاشقانه، یک قدم تا قلم، متن ترانه، . توی ذهنم سکوتِ انباری است که پر از بمب های ساعتی است کوه آتشفان کاغذ ها در دلش خاطرات خط خطی است . پای میز همیشه یک رنگم می نشینم که دردِ دل دارم کاغذ من به زیر باران ماند گریه کرده دوباره افکارم . می نویسم "دوباره تنهایی" شب شده دوباره مهتاب است می نویسم همیشه بیدارم می نویسم شب است و او خواب است . در تماشای دیگران هستم پرده ها را کنار من زده ام شهر من بی ستاره تر شده است چشم در چشم آسمان شده ام . قاصدک آمد و کنارم ماند حرف ها را یکی یکی گفتم گریه هم سهم کودکان باشد من که مَردم،
تاریخ : 1398/05/6 | 13:05 | نویسنده : محمدامین آقایی | نظرات

تعداد کل صفحات : 2 :: 1 2